NEXT Back

سایت سوشلیغا  

 

 صفحه ادبی       HOME 

مجموعه 12

  1. 1- عزت الله جعفریان، عارف جعفری، محمدامین جعفری، مریم جعفری

  2. 2- مهدی جعفری، ناما جعفری، ایلشن جلاسی، آریا جلالی

  3. 3- سارا جلوداریان، وحید جلی، لیلا جمالی خواه، راضیه جمشیدی

  4. 4- ایرج جنتی عطایی، فائقه جواد ژمی، مصطفی جوادی، احسان جوانمرد

  5. 5- عباس جوانمرد،شاپور جورکش، محمد علی جوشایی، مهدی جهاندار

  6.  


1

عزت الله جعفريان قهفرخي:/فرخ شهر(قهفرخ)
تولد 1330

يك شب نشان خانه ي ما را به ياد آر
شيرين ترين ترانه ي ما را به ياد آر
محنت كش زمانه شدم آشناي عشق
فرياد عاشقانه ي ما را به ياد آر
در كوچه هاي شهر طنين صداي ماست
گلبانگ صادقانه ي ما را به ياد آر
هر دم به ياد تو دل ما را بهانه اي ست
گلواژه ي بهانه ي ما را به ياد آر
يك لحضه اين زمانه به كامم نبوده است
كج بودن زمانه ي ما را به ياد آر
در آسمان بخت«عمو» يك ستاره نيست
يك شب نشان خانه ي ما را به ياد آر


 

    عارف جعفری:/ افغانستان

    زمستان پارسال یزد بود ...
    این حرفها از هیچ رو نبود...
    شعر... تعارف...از آرف.ج...
    عقربک ها
    به احتیاط
    راه می روند
    که مبادا
    شاهد خلط عصرخدایان آدمخوار
    با عصر آدمهای خدا خوارباشند
    وقتی که خدا را
    در گورهای دسته جمعی
    دفن کردند
    آسمان را دستی نبود
    تا دکمه ی آذرخش را فشار دهد
    از رزش*خون خدا
    در زمین
    فاصله به فاصله
    چراغ قرمز رویید
    انار ها خشکیدند
    و نارنجها.........
    تا دیدند
    در دهکده جهانی
    نارنجک تعارف میشود.
    مرسی


    * رزش تلفظ افغانی کلمه ی ریزش باید باشد...

     

محمدامین جعفری:
بله
شلیک کن آقای دامون
به مشت های کوچک و
گره ی گرم ابروهام
نگاه نکن
شلیک کن
آقای ایهود
یا هر اسمی که به چشم های رنگی
و موهای بور می خورد
بزرگ تر شوم
که کجای دنیا را بگیرم
گیرم بزرگ تر شدم و
دنیای کوچک آدم بزرگ ها را
به تماشای ماشین های زره پوش شما
و مشت های مشتاق برادرانم نشستم
کجای دنیایتان را می گیرم ؟؟
کجای دنیایتان بنشینم
تا ابرمرد های مسلح
با ژست های مصلحانه
ما را به باد نگاه بگیرند و
مصالح دنیا را
در جیب هایشان جابجا کنند
بنشینند و
کینه های کهنه و
نا تمام شان را روی نقشه ها و
نقاشی هایمان
مین گذاری کنند
نه
شلیک کن آقای صلح
اسلحه
یا هرنام بر عکسی که داری
این همه راه را نیامده ای
که به نگاه زلال من زل بزنی
آمده ای
تا خون به خانه هایمان بپاشی
تا خنده های خمیده ی ما را
سانسور کنی و
خواب دنیا را خراب کنی....

مریم جعفری آذرمانی:

دنیا پر از سگ است جهان سر به سر سگی ست
غیر از وفا تمام صفات بشر سگی ست

لبخند و نان به سفره ی امشب نمی رسد
پایان ماه آمد و خلق پدر سگی ست

از بوی دود و آهن و گِل مست می شود
در سرزمین من عرق کارگر سگی ست

جنگ و جنون و زلزله؛ مرگ و گرسنگی
اخبار يك ، سه ، چار، دو ،تهران، خبر سگی ست

آهنگ سگ ترانه ی سگ گوشهای سگ
این روزها سلیقه ی اهل هنر سگی ست

بار کج نگاه شما بر دلم بس است
باور کنید زندگی باربر سگی ست

آدم بیا و از سر خط آفریده شو
دیگر لباس تو به تن هر پدر سگی ست

 

 

Back to Top

2

مهدي جعفري:

چونان پرنده ای که ندارد به تن پری
افــتــاده ام کــنــار خــیـابـان آخری
انگار سرنوشت مرا بد...ولـی شما
نگذر از این پرنده ی بدبخت سرسری
وقتی زمین شکافت و مامای پیر و زشت
ناف مرا بریــد بــه تــیــپا و توســـری
ایمــان جـاودانه ی اجداد خویش را
دادم به دست شیوه ی منسوخ دلبری
کردم کبــوترانــگـــی ام را فدای تو
« از هر زبان که می شنوم نامکرری»*

‌***
حالا که فصل کوچ رسیده است می روم
دیگر صــلاح نیست در این جا کبوتری
دیگر صــلاح نیست در این جا که بپرم
دیگر صـلاح نیست در این جا که بپری...
 

 

 
 

 ناماجعفري:

خواهش مي کنم باپاي برهنه
روي جنازه ي من
شکل نگيريد
اين جنازه
نه دست دارد
نه پا
فقط ساعتش را با تمام ترکش هاي جنگ
به راست راست
به چپ چپ/زن ازدنده اش/تف کرده است
کوک کرده است
مردمک چشمهايش خواب رفته است
خواب زني راديده است
که روزي آب شد/توي زمين نرفت
پاي پسرش ليزخورد
مادردريا
پدردريا
زن دريا
دريا اجسادجنگي شد
من جسدم راآورده ام در/توي دهانم گذاشته ام
آرد کرده ام
هرپرنده ي پرزد
نوک بزند/جسدآردشد ه ي من را
حالا
شماکه روي جنازه من شکل مي گيريد
لطفا چاقوبرداريد
وازوسط نصف کنيد/اين سيب گنديده را.............!!!
 

 

ایلشن جلاسی:/ کرمانشاه

بندش كه بازگشت و شد آزاد روسري،

و بي‌درنگ از سرت افتاد روسري،

ناگاه موج گيسوي بر چشم جاري‌ات

بر شانه ريخت... دست مريزاد روسري!!!

من دوست داشتم كه تو رودابه‌ام شوي

اين را ولي اجازه نمي‌داد روسري!

آرام و سرد روي سرت بود گوييا

به عطر گيسويت شده معتاد روسري

ديشب به خوابم آمدي آيينه‌رو... زلال...

چه جلوه‌اي به آينه مي‌داد روسري

حالا كنار رود غريبي نشسته‌اي

زلفت روان بر آب...

وبر باد روسري...

من هم اميدوار به اين فكر مي‌كنم

شايد كه باز از سرت افتاد روسري!!!  


 


 

 

آريا جلالي:/ لنگرود

سارا انار دارد تا دوم دبستان

زنگ كلاس آخر تعطيلي و خيابان

با پارك و صندلي ها همبازي قديمي

يك لنگه پا دويدن سرگرم لقمه اي نان

با اسكناس در جيب در بستني فروشي

بعدا سوار تاكسي مسجد صداي قرآن

در ايستگاه بعدي آقا پياده لطفا

نبش « بهار غربي » در سمت كوي« ايران »

از رعد و برق ترسيد سارا انار دارد

با دسته اي فلزي چتري شبيه باران

 

Back to Top

3

 

سارا جلوداریان: 

دارم به انتهای تو نزدیک می شوم

در طول و عرض های تو باریک می شوم

بگذار شعر آخرمن باشد این غزل

حالا که با تمام تو تحریک می شوم

حیف از تو که دوباره سپیدم نمی کنی

حیف از منی که این همه تاریک می شوم

وقتی برای قافیه راهی نمانده است

من هم دچار طرح ترافیک می شوم

باشد، ترانه های مرا ریز ریز کن

من هم به درد های تو تفکیک می شوم


 

وحید جلی:

كبريت بي‌خطر، آتش زده مرا
[ هرگز كسي نمي‌خواهد بد ِ مرا! ]
من زنده‌ام هنوز از مردگي فقط
تزئين ِ نموده يك گل مرقد ِ مرا
يك تكه ابر در هفت آسمان خشك
يك پوچي ِ جديد! اشك آمده مرا ↓
خيس از عرق كند  - « آرام جان ِ من! »
[ دكتر نخواسته هرگز بد ِ مرا! ]

دكتر فرشته شد! بر تخت ِ چوبي ِ...
تا موريانه‌ها خواندند اشهد ِ مرا!

چيزي شبيه چيز از چيز ِ من بچيز!
«چيز است!» پاسخ بي‌مسند مرا
يك مرگ ِ حتمي ِ .... يك زندگي بمير!
بي‌سرنوشت ِ قطعا - بايد ِ مرا
مفهوم ِ عقل، پوچي، فلسفه، مرگ، عشق
انسان شده به زور ِ شعبده مرا
يك چيز بي‌خطر، در لاي دفترم
يك شعر بي‌دليل آتش زده مرا !

لیلا جمالی خواه:

بازی کنیم آقا بیا «بالابلندو »

این شعر را پر می کنم از سنگ و سکو

حالا تو چشمت را بگیری، من بگیرم؟!

کی گرگ باشد، کی شود آن بچه آهو؟!

با - لا - بلن - دو

 اب - رو - کمن - دو

دخ - تر - قشن - گو

من گرگ بازی می شوم مثل همیشه

روی شما افتاد آقا آخرین او!

حالا بدو با سرعتی بیش از دو چشمت

وقتی که می چرخد به این سو یا به آن سو

این « دوستت دارم» نبوده جزو بازی

مانند سکّویی به باریکی یک مو!

بیهوده رویش ایستادی تا نسوزی

حتا اگر چسپیده باشی مثل زالو...

دستم به قلبت خورد آقا« جر نزن هیّ!»

تو « سوختی» دیگر ندو این سو به آن سو

حالا تو گرگی هیچ وقت آهو نبودم

بی خود نیا دنبال من آقا و «سُک سُک»

 

 

 

  1.  


 

راضیه جمشیدی:

حرفی بزن بشکوه زن، ای داغ مانا
شرحی بده ماه کبود صورتت را
بانوی آب و روشنی سرخ همیشه
در باور مرد غریبستان طه
باز از میان چار گل تشییع می شد
خورشیدی از خون و خزان بر دوش مولا
ای دست تو مشکل گشا در هم تنیده
در انتظار مردی از جمعه شب ما
بانو! مرا یک جرعه از نامت بنوشان
جاری کن این جوی عطش را، روح دریا
 


 

 

 

Back to Top

4

ایرج جنتی عطایی:

شعر من از عذاب تو ، گزند تازيـانه شد
ضجه ي مغرور تنم ، ترنم ترانــــــــه شد
حماسه ي زوال من ، در شب تلخ گم شـدن
ضيافت خواب تو را ، قصه ي عاشقانه شد
براي رند دربه در ، اين من عـــــاشق سفر
واي كه بي كراني حصـــــــار تو كرانه شد
واي كه درعزاي عشق،كشته شدآشناي عشق
واي كه نعره هاي عشق، كشته شدآشناي عشق
واي كه نعره هاي عشق ، زمزمه ي شبانه شد
اي تكيه گاه تو تنم ، سنـــــــــگر قلب تو منم
واي كه نيزه ي تو را ، سينه ي من نشانه شد
درخت پير تن من‌، دوبــــــاره سبز مي شود
كه زخم هر شكست من،حضور يك جوانه شد
واي كه درحضور شب،دربزم سوت وكور شب
شب كور وحشـــــت تو را ، قلب من آشيانه شد
واي كه آبروي تـــــــــو ، مرد انالحق گوي تو
بر آستان كوي تو ،جــــــــان داد و جاودانه شد
من همه زاري منم ، زخمــــــــي زخمه ي تنم
براي هاي هاي من ، زخمـــــه ي تو بهانه شد
درخت پير تن من ، دوباره سبز مي شــــــود
هر چه تبر زدي مرا ، زخم نشد ، جوانـــه شد


 

 

فائقه جواد ژمی:

مثل ماه

شب تمام مي شود مثل ماه مثل من

زلف روشن مرا مي کشد به روي تن

روي شانه ام اگر بار کهنه مانده است

تکيه گاه من مباد غير شانه ی وطن

داستان دلکشي ست ماجراي عشق ما

او تقدسي عزيز من اويسي از قرن

غنچه هاي آرزو ناشکفته مانده اند

در عبور هر نسيم هر غزل و ؟؟؟ هر سخن

بوي سوز سينه ام مي رود به دوش باد

در ديار خسته ام تا مشام هر چمن

*

شب تمام مي شود مثل رنگ اين قلم

روز مي رسد قشنگ مثل ما مثل ؟؟؟ من

مصطفی جوادی:
كوچه‌هاي روستايم
به‌گوش شب بخوان امشب تمام ماجرايم را
بخوان تا بشنود مرغ شبانگاهي صدايم را
من از يك راه بي‌برگشت، از يك شهر مي‌آيم
كه گم كردم درون كوچه‌هايش ردّپايم را
مرا بيرون ببر از از اين خيابان‌هاي طولاني
كه دل‌تنگم كنار چشمه‌هاي روستايم را
بيا تا زود بگريزيم كز اين شهر دل‌گيرم
فقط آهسته‌تر تا من بپوشم گيوه‌هايم را
برايم ني بزن چوپان كه شب سنگين و يلدايي‌ست
بزن تا لحظه‌اي پيدا كنم دردآشنايم را
مپرس از من چرا بر روستايت بازمي‌گردي
بيا در راه مي‌گويم برايت ماجرايم را

 


 

 

احسان جوانمرد:
هم تبار...
مثل پاييزم... بهارم ديرشد
زود بازآ ، همتبارم ...ديرشد
برگهاي زرد و سرخم ريخته
باغ سرسبز بهارم دير شد
روز و شبها يك به يك تاريك وسرد
روز و شبها ... روزگارم دير شد
وان سحر گاهي كه از روي نياز
سر به دامانت سپارم دير شد
مثل ابري گريه آلود و سياه
تا بيايم... تا ببارم... دير شد
گفتي از شوق تو سهم من چه بود
گفتمت سر مي سپارم ... دير شد
دير شد اما تو از جنس مني!
عاقبت اي همقطارم دير شد
جرم بي تو زنده بودن ، مال من
بي تو حتي سنگسارم دير شد
گر چه من بد بوده ام ...تو...لااقل
زود بازآ ، همتبارم ...ديرشد

 

 

 Back to Top

5

عباس جوانمرد:
دوباره به اين خيمه تک مي زني
به زخم دل من نمک مي زني
کبوتر شدم سنگ انداختي
بلور دلم را ترک مي زني
سپيد است چشمانم از انتظار
و تو در نگاهم کپک مي زني
چو گرگان به جان من افتاده اند
تو چوپان بد ني لبک مي زني ؟!
***
برو !! ... با خودم درد دل مي کنم

 

 

 

شاپور جوركش:/ فسا

 تولد 1329
1-هوش سبز

 دلالت پرنده
بخوان مرا
بخون به خوان سبز هوش
بگذار آواز پريشان نايم را
سي مرغ بسرايند
مجنون آوارگيهام را
همزاد!
از آرواره هاي سگان پس بگير
تا به خود آيند ياخته ها
با عقل سرخ دلت
پرواز كن
بسوز
در جريق سبز جان خويش
بكاه!
عريان شو!
در لحضه ي هزار ساله
برافروز
بر خاك بي نگاه و نيلوفر.

 

 

    محمد علي جوشايي:/بم

    رفيق راهي و از نيمه راه مي گويي
    وداع با من بي تكيه گاه مي گويي
    ميان اين همه آدم، ميان اين همه اسم
    هميشه نام مرا اشتباه مي گويي
    به اعتبار چه آيينه اي، عزيز دلم
    به هركه مي رسي از اشك و آه مي گويي
    دلم به نيم نگاهي خوش است، اما تو
    به اين ملامت سنگين، نگاه مي گويي؟
    هنوز حوصلهء عشق در رگم جاري است
    نمرده ام كه غمت را به چاه مي گويي.
     

 

مهدی جهاندار:
يك كوچه غيرت اي قلندر تا علي مانده است
شمشير بردارد هر آنكس با علي مانده است
ديشــــب تمام كوچه هاي كوفه را گشتم
تنها علي ، تنها علي، تنها علي مانده است
اي ماهتــــاب آهسته تر اينجا قدم بگذار
در جزر و مد چاه، يك دريا علي، مانده است
از خيل مرداني كه مي گفتند مي مانيم
انگار تنها ابن ملجم با علي مانده است
اي مرد بر تيغت مبــــادا خاك بنشيند
برخيز تا برخاستن يك يا علي مانده است.

 
 

Back to Top

لینک دادن به این صفحه با ذکر نام منبع به صورت لینک مستیقم مجاز می باشد(سایت  سوشلیغا)

NEXT Back