| NEXT | Back |
سایت سوشلیغا
|
صفحه ادبی HOME |
1- اسماعیل خویی، لیلا خیر اندیش، سپیده داداش زاده، صادق دارابی
3- بابک درویش پور، فاطمه دریایی، بدریه دستار، فروغ دستخوش
|
اسماعیل خویی:
درامتداد زرد خیابان |
ليلاسادات خيرانديش:
کلاغ قصه |
|
سپیده داداش زاده:
|
صادق دارابی:
|
|
وحید داور قلاتی:/ شیراز |
اردشير داوودي :
طلوع نخستين تبسم |
|
منیره درخشنده:/ کرمانشاه منيره اي که درخشنده بود يادت هست !؟ به جمع شب زده گان شکسته دل پيوست دلش که سنگ صبور غم بزرگش بود شبي ز غربت اين قصه گوي غصه شکست منيره ماند و گذشته که خاطراتش بود و حال ، آينده ، آرزوي رفته ز دست پريد شاپرک خنده از کنار لبش چکيد شبنم چشمش به روي گونه نشست ز سرنوشت خودش قهر کرد و خسته ز صبر اميد بر دگر و شايد زمانه نبست غريب چله نشين در انزوا مانده منيره بود وليکن از آفتاب گسست ز راه مانده و ناچار پيش . پس رفتن به جمع شب زده گان شکسته دل پيوست
|
صالح دروند:/ بوشهر |
|
بابك درويش پور :
عجيب حالم از اين زندگی به هم خورده ست
|
فاطمه دريايي:
دشت چمنزار شد، سبزه به صحرا دميد |
|
بدریه دستار :/ گراش |
فروغ دستخوش:
درذهن ننگ خورده ی این عصرمن پرست
|
|
مینا دستغيب:/شیراز تولد 1322 آثار:1-ماه در كاريز2-داس هاي عصر 3-با چسماني از خاكستر 4-غمناكان
باز مي گردي:
|
سوسن دلاوري: حالا که قد کشیده تنت زیر چتر من |
|
مرتضي دلاوري پاريزي: /كرمان
صدای بی صدا |
حسن دلبری: در خدا
یک سجده رفتم،کفر و دین آتش گرفت
|
|
عباس دلوی:/ عراق تبعید به جغرافياي فراموش تبعيد نخواهم شد تو من ، من قناري لانه كرده ميان سخاوت شاخسار دست تو و تو، تو ايستاده خواهي مُرد ميان اين بيشه بي شاعر بي صدا بي سوگ آواز حتي يك كولي برگ برگ سبدِ سبز شعرهايت با حنجره پر ترانه من با صداي ته مانده از سالهاي دور
زير گيوتين سكوت تا ابديت خواهد ماند! دودمان نام ما را قلبهاي سرخ به ياد خواهند داشت
|
بابک دولتی:
|
|
احد ده بزرگی:/ شیراز سرش به نیزه به گل های چیده می ماند به فجر از افق خون دمیده می ماند یگانه بانوی پرچم به دوش عاشورا به نخل سبز ز ماتم تکیده می ماند میان خیمه ی آتش گرفته، طفل دلم به آهویی که ز مردم رمیده می ماند شب است گوش یتیمان ز ضربت سیلی به لاله های ز حنجر دریده می ماند رقیه طفل سه ساله که حوری حرم است به آن که رنج نود ساله دیده می ماند امام صادق حق پشت ناقه ی عریان به زیر یوغ چو ماه خمیده می ماند شوم فدای شهیدی که در کنار فرات به آفتاب به خون آرمیده می ماند هلال یک شبه ی من، ز چیست خونینی؟ نگاه تو به دل داغ دیده می ماند حکایت احد و اشک چشم خونینش به اختران ز گردون چکیده می ماند |
طاهره ده پاييني ـ ورامين: |
لینک دادن به این صفحه با ذکر نام منبع به صورت لینک مستیقم مجاز می باشد(سایت سوشلیغا)
| NEXT | Back |