| NEXT | Back |
سایت سوشلیغا
|
صفحه ادبی HOME |
1- علی نقی رحمانیان، کریم رحمانیان، مهسا رحمانیان، صادق رحمانی
2- نصرت رحمانی، اعظم رحیمی، رضا رحیمی، مریم رزاقی
4- طاهره رستمی، بهاره رستمی نژاد، جعفر رسول زاده، ریحانه رسول زاده
|
علی نقی رحمانیان:/ گراش |
کریم رحمانیان: هیچ اتفاقی تازه ای روی نداده دریا همچنان متلاطم بود و باد همچنان می تاخت! و شب چون شب های دیگر رنگ می باخت صدا، همان صدا بود و خدا، همان خدا و همچنان خدایی می کرد تنها برق تندری درخشی و ستاره ای لغزید بر زمین همین! |
|
مهسا رحمانیان: زیبائیت، دختر! نه، اصلا هم طبیعی نیست این عشوه های کوچه باغی، نانجیبی نیست می خواهد از دست خودش یک شب رها باشد پس بوق بوق این جوان، کار عجیبی نیست ماشین سواری...والیوم...سرگیجه های پرت این قبر های آهنی، جای عجیبی نیست درباز شد...در آینه تنها دو چشم هیز زل زد به چشمش گفت: قصد آدم فریبی نیست این اخم ها را باز کن! جنگ میان تو با روسریّ شالی ات، جنگ صلیبی نیست آدم نبودم تا بدانم طعم حوا را در جیب های خالی ات، تکدانه سیبی نیست؟! دختر به خود آمد، دهانش گس، و نجوا کرد «زیبائیم، آقا پسر، آری طبیعی نیست...» شب بود روی صندلی یک نعش باقی ماند |
صادق رحمانی:
|
|
نصرت رحمانی:/ تهران 1379-1308 آثار:کوچ ، کویر ، ترمه ،میعاد در لجن ،حریق باد ،درو
شمشیر پیاله دور دگرزد ، در
جنگ باد ، گزینه اشعار / و ... |
اعظم رحيمي:
|
|
رضا رحیمی:
هی زل نزن به قاشق و لیوان و بستنی
|
مریم رزاقی: اي مرد در هزاره چندم رها شده ! در جمعه اي عزيز ولي گم رها شده ! آيا شنيده اي که زمين مرگ مي وزد مفلوک زير سايه گندم رها شده؟ آيا شنيده اي شب ما در سکوت محض د ر آرزوي صبح تکلم رها شده ؟ شايد تويي که در دل هر کوچه مي وزي شايد تويي که در دل مردم رها شده شايد تو آن غريبي محضي که تا کنون در صحن آسماني هشتم رهاشده يا آنکه اتفاق مي افتد شبيه عشق يک اتفاق شکل تبسم رها شده آقا چه خوب در کلماتم وزيده اي مثل نسيم بر تن گندم رها شده من با هزار لهجه ترا حرف مي زنم دريايي و ميان طلاطم رها شده گم مي شود زمين و زمان در طلوع تو خورشيد در ميانه مردم رها شده !
|
|
ناصر رزمجو:
|
غلامرضا رزمي:
عشق بین ما گسست ما به هم نمی رسیم
|
|
محمد رضا رستم پور:/ ایلام
|
بهنام رستمي جونقاني:
|
|
طاهره رستمی: وقتی قفس با آسمان فرقی ندارد امروز و فردا، بی گمان فرقی ندارد وقتی غروری نیست تا آتش بگیرد خاموش یا آتشفشان فرقی ندارد اینجا و آنجا، هرکجا باشی همین است هر جا که باشی آسمان فرقی ندارد وقتی که این کشتی ندارد ناخدایی بی بادبان، با بادبان فرقی ندارد در ذهن مردم یاسمن بی شاخه زیباست هیزم شکن با باغبان فرقی ندارد وقتی برای مرده بودن زنده هستیم گهواره با تابوتمان فرقی ندارد
|
بهاره رستمي نژاد :/ مازندران
و بوي سيب بوي تو ...
|
|
جعفر رسول زاده:
|
ريحانه رسول زاده:
دوباره مرد غريبه کنار زن بکشيد |
|
راضیه رسولی: مادر اگر چشمان سرخ پر غمت را از اشک گاهی سیر میکردم ببخشید گاهی اگر دلواپسی ی ساده ات را بی منطقی تعبیر میکردم ببخشید مادر اگر چشمت به کوچه خیره می شد و من همیشه دیر میکردم ببخشید مادر اگر گاهی برایت توی قصه روباهها راشیر میکردم ببخشید مادر فقط یک چیز میخواهم بگویم: تنها شما را پیر میکردم ببخشید
|
زهرا رسولی:/ هرات غارت گل بيا به ياد هم آريم فصل ماتم را دوباره زار بگرييم اين محرم را بيا دوباره ازآن طفل بي پدر گوييم و با غريب ترين مادر از پسر گوييم ببين که در حق ما ظالمان چه ها کردند و صد عمارت ديگر ز خون بنا کردند بيا ز قيد منيت دمي رها باشيم و تا هميشه عزادار لاله ها باشيم بيا چو عشق بخوانيم ياد ياران را بيا که فاش کنيم آرزوي باران را بيا که سرخي گل را ز ياد هم نبريم و رستخيز اگر شد متاع کم نبريم بيا دوباره بناليم غارت گل را بيا که باز بفهيم اشارت گل را
|
|
|
شهرزاد رضا دوست:
ديشب آشفته تر ين خواب سراغم آمد
|
لینک دادن به این صفحه با ذکر نام منبع به صورت لینک مستیقم مجاز می باشد(سایت سوشلیغا)
| NEXT | Back |