| NEXT | Back |
سایت سوشلیغا
|
صفحه ادبی HOME |
1- قاسم رضا دوست، طاهره رضا زاده، محمد علی رضا زاده، ژیلا رضایتی
2- حمیده رضایی، نصیر رضایی نژاد، عبدالرضا رضایی نیا، علی رضوانی راد
|
قاسم رضادوست:/ نيشابور |
طاهره رضا زاده: آثار:مجموعه شعر «اين غزلهاي سليمان نيست»... تو با بوي بابونه جاري شدي در مسيرم كبوتر تكاندي كه در بام باور اسيرم سر راه شعرت پريشانيم شعله ور شد و پيچيد احساس باراني ات در حريرم هميشه كنار تماشاي من مي نشستي و مي خواندي اي شاعر سبز روشن ضميرم! بپيچان در آغوش دريايي ات پيكرم را كه از عطر موّاج سكر آورت،جان بگيرم ببين پنجره رو به هيچ است و پايم تكيده ست در اين جاده ي بي علائم تو شو دستگيرم هلا شيوه ي چشم تو گاه جزر و گهي مد من آن رود دردم عطش خورده اي گوشه گيرم تو سوسن تريني خجل مي كني باغ ها را حضوري برقصان كه در پاي سبزت بميرم |
سيد محمدعلي رضا زاده:/ فريدون كنار
اين مرد كوچك را ز خاطر مي بري
بانو...!
|
ژیلا رضایتی:
|
|
حمیده رضایی:
نوشيده اند امشب برادرهايتان مردم! |
نصیر رضایی نژاد:/ جهرم
|
|
عبدالرضا رضايي نيا :/ صومعه سرا
غم آن نيست كه در
سفره كمى نان دارم
|
علي رضواني راد:
بغضي ميا نبر بسته در راه گلويم |
|
زليخا رضواني:
برگ پاييز شدي ريختن را ديدم
|
سید عیسی رضوی:/قیر آثار: 1- ظلمت سکوت عشق
مگذار که بی مهر رخت شب به سر آرم
|
|
محسن رضوی: شرح این واقعه را در همه جا جار بزن واقعه چیست؟ اذا زلزلت الارض، عزیز قدمی با غم این لحضه ی ناچار بزن ای دل از کیفر عمر تو اگر پرسیدند حرف از این عشق، از این حامیة النار بزن مرگ تن صبح خوشایند شب زندگی است روز خاکم دف و نی در ره دلدار بزن آری ای عشق برو بر سر بازار غزل هر شب جمعه به خیرات دلم تار بزن جای این قاب پر اندوه و آن خط سیاه بعد من شاخه ی انگور به دیوار بزن
|
|
|
محمد رعایت:/ جهرم از آن شب سخت بیزارم، سکوتش در دلم جاری ست گمانم بیست و سوم بود، ماه مهر، یادم نیست طنینی زخم می زد چون خوره بر دامن احساس برای هرکه گفتم، گفت: حرفت پوچ و بی معنی ست مسیر وهم را تا ناکجا تا مرگ می رفتم کنار عشق اما سایه ای فریاد می زد: ایست! نگاه مرگ گویی عشق را از دور می پایید دلم می کفت: عشق و مرگ، وهم و درد، این ها چیست؟ شبح می گفت: پوچی؟ زخم خوردی؟ یا دلت تنگ است؟ تو را تا مرگ خواهم برد، آنجا آسمان آبی ست میان خانه های مرگ دنبال خودم بودم رسیدم آخر خط، قطعه ی سوم، ردیف بیست |
شهرام رفيع زاده:
تلخ
|
|
سعید رمضانی:
|
اسدالله رنجبر (احسان): |
|
اعظم رنجبر:/ جهرم وقتی دلت برای خودت تنگ می شود آیینه ای که سهم دلت سنگ می شود وقتی صدا که پر شده از حس کال بغض با حرمت سکوت تو در جنگ می شود می خواهی از خودت برهی آسمان شوی اما دو پای رفتن تو لنگ می شود با خود به بعد فاصله ها فکر می کنی دنیا به پیش چشم تو بی رنگ می شود اینجا که سهم عشق به هر کس نمی دهند با نام مستعار خدا ننگ می شود اینجا بمان و فاصله ها را به هم بزن هرچند با صداقت تو جنگ می شود
|
عاطفه رنجبر:/ جهرم امشب براي درد من درمان بياور برگرد خوب من به من ايمان بياور چندي ست در خود يک نفر گم کرده دارم راهي به سمت غربت انسان بياور وقتي که بغض پنجره پايان ندارد سهم سکوت گريه را طوفان بياور بگذار يک شب پر ز احساس تو باشم خشکيده ايمانم ، نمي باران بياور بنويس، تنهائي ما قانون دنياست بانو،به تنها ئيمان ايمان بياور
|
|
مهدی رنجی:
اي که چشمان قشنگت به دلم مي خندد |
مهدی رنگرز:
تاريک و تاريکتر |
لینک دادن به این صفحه با ذکر نام منبع به صورت لینک مستیقم مجاز می باشد(سایت سوشلیغا)
| NEXT | Back |