| NEXT | Back |
سایت سوشلیغا
|
صفحه ادبی HOME |
2- عدالت زارعیان، فخرالدین زارعی نژاد، علی رضا زاهدی، ایرج زبردست
3- علی زراعت، جواد زمانی، مونا زنده دل، حسن زنگانه
4- جواد زهتاب، مریم زهدی، داوود زینی، هادی ژاندارک
5- رامین ساده دل، روح الله ساریجلو، بهمن ساکی، فاطمه سالاروند
|
عبد العلی زارعی:/ جهرم نگاهت را که می بندی مواظب باش! دستم لای آن نباشد ----------------- موج انفجار کلامت مرا در بر گرفت و وجودم متلاشی با تو بودن شد -------------------------- يا حق بپاش رنگ بر نوك خارو بر بوم باغچه بكش تصوير گل شاعر! الهامي از شاعر اگر راست مى گوييد اگر فكر ماييد به جاى اموال ما در غم هاى ما دستتان كج باشد *** توى دشت گلى با ناز لم داده بر دوش گلى ديگر وظهر ظهرى بارانى
درين دوره زمانه دلها، به اعتبار غم ها شادى ها را سانسور مى كند **
آهاى مردم آهاى، و چند نقطه فرياد مرد ** چون شتاب كردم در وصل دلدار در نيمه راه عاشقى خودم را جا گذاشتم
گفتي:پاهايم در كفشهاي تو جا گذاشتم ***
|
علی زارعی رضایی(بهبهان) اگر
بهار چنین است ما نمی خواهیم
|
|
کورش زارعی:/ جهرم زنگ اول:انشاء معصوم: فریاد آتش طوفان مرگ هجوم در که به پهلو شکست تصویر شکسته ی زنی روی دیوار روبرو نقش بسته بود. مرد شکست. زن معصوم میان آشوب های وحشی بی رحم روشنی را سقط کرد از آن پس مرد راز هایش را فقط به نخل گفت و اسرارش را در گوش چاه زمزمه کرد زنگ دوم: جغرافیا : اجازه آقا! اینجا که قطعه ای از بهشت است همین بهشت گمشده ای که نام فدک دارد، چرا سوخته، ترک دارد؟! ومثل شرحه شرحه ی زخمی است که روی خود نمک دارد؟! معلم سکوت و بعد: بچه ها! از تاریخ این تکرار تکه های تکیده ی تاپ بپرسید. زنگ سوم: تاریخ معلم: هزار وسیصد و چند است کلک دارند هنوز هم فرصتی اگر کنند، میل کتک دارند زنگ آخر: تعطیل اجازه آقا! تکلیف امروزمان چه می شود؟! مشق شب: » حاحالا همین حوالی حالی به حالی انسان پهلوی ما روزی هزار بار می شکند و هزار بهشت ترک خورده گم می شود در لابه لای پرونده های کهنه ی بانک ملی. حالا دهان های دوستت دارم روزی هزار بار خرزهره می خورند و دندان های دانه دانه دانه دانه می شوند. حالا سر هر چهار راه پاسبان چراغ قرمز را به شاعر می فروشد و او همچنان زرد هیچ گاه سبز نمی شود. حالا حیثیت هر روز پشت باشگاه بدنسازی تن آرا گم می شود و زندگی لای قیژ قیژ چرخ های گاری نان خشکی می پوسد. حالا قوس دایره ی اصالت انسان بر مدار دشنه و دلار و افیون می چرخد و شهزاده های هزار چهره ی خیالی با کوله بار آزادی بر مدارهیچ ایستاده اند و مصراع های ظریف شاعرانه را ریشخند می کنند. حالا... حالا تنها دلخوشی مان این است که بر باره ی انتظار مردی به رنگ ماه همچنان ایستاده است و بهار را قسمت می کند |
مهدي زارعی:/ كرج
اتاق كاهگلي بود و مَرد و يك گل زرد
|
|
عدالت زارعیان:/ جهرم حالت پریشانم پر غم است و تکراری سایه ی خیال من مبهم است وتکراری در سر پر از هیچم شور آرزو مرده این جنون که می بینی، هر دم است و تکراری در کویر تب کرده خاک تشنه می گرید گرچه بارش باران نم نم است تکراری زخم کهنه ام تا کی؟ کو دم مسیحایی؟ هر نمک که می پاشی مرهم است و تکراری از لگام ایمان تا برده های تقدیری حلقه حلقه زنجیری محکم است و تکراری کرده دوزخی برپا از سراب آزادی سیب و گندم و شیطان، آدم است و... ، تکراری |
فخرالدین زارعی نژاد:/ مرودشت اصلا شما بهانه ی اين شعر می شويد؟ مضمون عاشقانه ی اين شعر می شويد؟ خانم شما که پاکتريد از فرشته ها از آسمان روانه ی اين شعر می شويد؟ از واژه ها برای شما حجله ساختم حالا عروس خانه ی اين شعر می شويد؟ هر چند پير و تلخ و عبوس است-عاشق است! خندانترين جوانه ی اين شعر می شويد .... در آخرين ترانه ی يک قو ی سر به زير دريای بيکرانه ی اين شعر می شويد؟؟
|
|
علی رضا زاهدی:
عصر است، پارك، نيمكتي خالي وسفيد |
|
|
علی زراعت:/ مرودشت
|
|
|
مونا زنده دل:
درخت غمگین كج شد، كلاغ پیر افتاد
|
حسن زنگانه:
می رسد تا حوالی چشمت ، امتداد نگاه من
بانو!
|
|
جواد زهتاب:
اي آينه ي حل شده در آب ، تن تو |
مریم زهدی: تهران1352 آثار: ممنوعه با ماست
گروهان نظام از جلو
|
| زنده یاد داوود زینی:/ جهرم قاصدک! آشنای غریب! فردا در چرخش نسیم سلام مرا به بزرگی آسمان برسان بگو اینجا زمان مرده است و بغض نترکیده ی دیروزمان امروز سر باز کرده و اشک هاش را پای لاله ی پژمرده ی سال ها باران ندیده ی دیروز می ریزد
|
هادی ژاندارک:
روز عروسيمان يادت است
|
|
ساده دل رامين:
طوفان زده بودم . به سراب تو رسيدم
|
روح الله ساریجلو:/ کرج
|
|
بهمن ساكي:
|
فاطمه سالاروند:
فرصت چشمهاي شما سهم من شد |
لینک دادن به این صفحه با ذکر نام منبع به صورت لینک مستیقم مجاز می باشد(سایت سوشلیغا)
| NEXT | Back |