| NEXT | Back |
سایت سوشلیغا
|
صفحه ادبی HOME |
1- مسیح صدیق، لیلا صراحت روشنی،پانه آ صفایی، سیاوش صفاری
2- محمد حسین صفاریان، داوود صفدریان، جلیل صفربیگی، فرهاد صفریان
3- پژک صفری، ندا صفری، ایرج صف شکن، عمران صلاحی
4- ابوالفضل صمدی، هدایت صمدی، عبدالعلی طاعتی، زیبا طاهریان
5- احمد طاهری، حسن طاهری، احسان طبری، بابک طراوت
|
مسيح صديق تنكابني:
چيزي نمانده است به پايان راه ها
|
لیلا صراحت روشنی: برف وقتي هبوط ميكني اي برف از آن بهشت پر نور در بال هاي خسته ي سردت مي بينم اندوه بيكرانه ي آدم را . وقتي سقوط ميكني اي برف از اوج آن غرور بلندت در شرم لرزه هاي تن پاكت مي خوانم آيات بيگناهي مريم را . اي برف اي سپيد مقدس من اندُهان ساده ي قلبم را در دستهاي پاك تو مي مانم آن را به عمق خاك فرو كن .
|
|
پانته آ صفایی: |
سیاوش صفاری: ديشب بياد تو هفت آسمان را به جستجوي ستاره ات بوييدم... سرت را روي شانه ام بگذار ديگر برايت، نه حافظ مي خوانم، نه شمس، نه حتي سهراب. فقط تو... شعر تو را خواهم گفت.
|
|
محمد حسین صفاریان:/ خمینی شهر اصفهان از چشمهايم پاك كن اندوه عالم را بشكن طنين بغض هاي گنگ ومبهم را امشب كه رود واژه ها رنگ تورا دارد از دفتر من پاك كن شبهاي ماتم را لب باز كن تا شعرهايم لب فروبندند چرخي بزن ! آغاز كن شعر مجسّم را گيسو رها كن بر كوير شانه هاي من تا زخم هايش حس كند اعجاز مرهم را دستان سبزت را به روي خاك جاري كن بشكن طلسم سوختن دراين جهنّم را با سيب سرخ بوسه هايت امتحانم كن تكرار كن اسطوره ي عصيان آدم را |
داوود صفدريان: |
|
جلیل صفربیگی :بعد از سلام عرض کنم خدمت شما ما نيز آدميم بلا نسبت شما بانوي من زياد مزاحم نمي شوم يک عمر داده است دلم زحمت شما باور کنيد باز همين چند لحظه پيش با عشق باز بود سر صحبت شما بانو هنوز هم که هنوز است به دلم سر مي زند زني به قد و قامت شما اين خانه بي تو بوي بد مرگ مي دهد با هيچ چيز پر نشده غيبت شما انگار قرن هاست که کوچيده اي و ما بر دوش مي کشيم غم غربت شما ما درد خويش را به خدا هم نگفته ايم تا نشکنيم پيش کسي حرمت شما * من بيش از اين مزاحم وقتت نمي شوم بانو خدا زياد کند عزت شما!
|
فرهاد صفریان:/ کرمانشاه تولد 1356 آثار: مجموعه غزل«روح تکانی»/...
|
|
پژک صفری: بگذار تا به سبزي سرخ تو رو كنيم آوازهاي گمشده را جستجو كنيم تنهايي و قرابت ما حكم مي كند تنها تو را ـ حضور تو را ـ آرزو كنيم من فكر مي كنم كه غزل يك بهانه است تا از تو و شقايقي ات گفتگو كنيم بردارو تا پريدگي خواب ها بيا تا خنجري درون دل خود فرو كنيم انسان غمي به عينه شريف است، اين درست اما درست نيست به اندوه خو كنيم پاييز عاشقانه ترين فصل هاست؛ يار! بگذار در هواي خوشت هاي هو كنيم
|
|
|
ايرج صف شكن:
ما |
عمران صلاحي: صداى به هم خوردن استكان ها |
|
ابوالفضل صمدي:/
خمين |
هدايت صمدی انصاري:
|
|
عبدالعلی طاعتی:
|
زیبا طاهریان:
|
|
احمد طاهری:
|
حسن طاهری:
|
|
احسان طبري: |
بابک طراوت:
دیگر به دعا هم نبرم راه به جایی
|
لینک دادن به این صفحه با ذکر نام منبع به صورت لینک مستیقم مجاز می باشد(سایت سوشلیغا)
| NEXT | Back |