| NEXT | Back |
سایت سوشلیغا
|
صفحه ادبی HOME |
1- منیر عسگرنژاد، موسی عصمتی، صادق عصیان، همایون عطایی
2- مرتضی عظیمیان، جمیله عقیقی، عبدالرسول عقیلی، الیاس علوی
3- سلمان علوی، محمد علوی راد، زهرا علی آبادی، رضا علی اکبری
4- زینب علی بابائی، محمد علی پور، هرمز علی پور، آرش علی زاده
5- اصغر علی زاده، حامد علی زاده، مهشید علی زاده، آرام علی نژاد
|
منير عسگر نژاد:
با سايه روشن دل من
در تماس بود |
موسي عصمتي: از خشك سال آواز،لب هايمان ترك زد
|
|
صادق عصیان:/ افغانستان آي مردم آي مردم مگذاريد که شب تار شود بين مهتاب و شما شبپره ديوار شود سايه ی بوم و بلا دفع کنيد از در و بام تا از اين پنجره ها صبح پديدار شود در چنين ظلمت سنگين و هراس آور عصر چاره اينست که خورشيد علمدار شود تا افق هاي مه آلود چراغان گردد بستر تيره ی اين خاک پُر انوار شود راه پُر شيب و فراز است هنوز اي مردم پاي همت بفشاريد که هموار شود بار ديگر مگذاريد که در پرده ی چشم صحنه ی سرخ ترين فاجعه تکرار شود |
همایون عطایی:/زنجان
|
|
مرتضی عطیمیان:
كش ميدهم تمام تنم را شبيه باد |
جمیله عقیقی:
بی ثمر می کوشم
|
|
عبدالرسول عقیلی:/ جهرم قطار روی ریل ثانیه رد می شود مردم! صدایش گم میان ریل ممتد می شود مردم! کمی لطفا توجه! یک قطار آری، همین حالا درست از روبروتان رد به مقصد می شود مردم! ردیف صندلی ها، کوپه ها، دنباله هایش دود چرا پیش نگاهم قافیه بد می شود مردم! واگن ها مثل ابر از پشت هم ره می سپارند آی! و هی این رفت بی آمد مجدد می شود مردم! ترن پیوسته می آید و مردی بار می بندد ولی دست مسافر هی مردد می شود مردم! تونل، پل، دشت، کوهستان، مسافر های جا مانده خط هفتاد هم سرعت، نود، صد می شود مردم! نباشم گرمتان در آتش یک بیت بدبینی چرا اوقاتتان گرم نباید می شود مردم؟! نفس تا فرصتی دارد حیات عشق دریابید که عشق و زندگی باهم زبانزد می شود مردم! توجه! بار دیگر این صدا:گام گام ...گ گام گام گام خط سیر شما آمد، رسد رد می شود مردم!
|
ما مي ميريم
|
|
سید سلمان علوی:
چه كرد با دل سر سبزتان خزان يهود
|
سيد محمد علوي راد:
یه روزی خیال میکردیم که تو
آسمون سریم
|
|
زهرا علي آبادي:
دار و نادار پيرزن شايد،روي هم كوزه اي
سفالي بود
|
رضا علی اکبری:
|
|
زینب علی بابائی:
عشق من انگار بوی باران می دهد |
|
|
هرمز
عليپور: |
آرش علی زاده: تمام شد به خدا خسته ام ببين بس كن براي مردن من ساعتي مشخص كن تمام شد به دلت بد نيار من مُردَم و بعد اين همه سال انتظار من مُردَم ببين بگو به جهنم كه مرده است اصلن ببين بگو به جهنم بقيه اش با من ببين درست همين جا به خانه خواهد برد كلاغ خسته ی غمنامه ی مرا يك زن بخند هرچه دلت خواست من نمي فهمم كه عمق فاجعه اين جاست من نمي فهمم كه من به چشم تو مربوط نيستم شايد... تو را به جان عزيزت ببين ببين بايد مرا بميري بِشمار سه همين حالا نترس ترس ندارد كه بچه اي بابا فقط غروب همين پنجشنبه شاهد باش من آدم بدِ اين قصه نيستم آقا |
|
علي اصغر علي
زاده:/ مرودشت
|
حامد علي زاده:
هنگام بسته بودن در ها بزن به من
|
|
مهشيدعلي زاده:/ رشت: |
آرام (زهرا) علی نژاد:
من |
لینک دادن به این صفحه با ذکر نام منبع به صورت لینک مستیقم مجاز می باشد(سایت سوشلیغا)
| NEXT | Back |