| NEXT | Back |
سایت سوشلیغا
|
صفحه ادبی HOME |
1- عباس کرد امیری، لیلا کرد بچه، مرتضی کردی، مریم کرمانی
2- رضا کرمی، مسعود کرمی، هاشم کرونی، فاطمه کریم زاده
3- کاظم کریمیان، محمد حسین کریمیان، زهره کریمی، شیدا کریمی
4- عبدالطیف کریمی، غزل کریمی، افشین کریمی فرد، سیاوش کسرایی
5- بهنام کشاورز، محمد کشاورز، سعیده کشاورزی، محمد جواد کشاورزی
|
عباس کرد امیری: تیک تاک |
ليلا كردبچه:
امشب به خاطر غزل
آخرم بخند
|
|
مریم کرمانی:
... و می آید قیامت می کند در کوچه و
برزن |
|
رضا کرمی:
سمت عشق |
مسعود كرمي: |
|
هاشم کرونی:/ شیراز تبر باش و مرا بخش كن حروف مرا بسوزان و پخش كن در آبهاي سرزميني دور كه مادر تو بود نه آرشه ي هيچ سازي نه زخمه ي هيچ چنگي تنم را چوبدستي بتراش در هي هي شبانان و هوهوي بادها در بي ساعتي آفرينش پيش تر ها كه بودم درويش ترها كه بودم نه خون قاعدگي هيچ زني نه چله نشيني درويشي مرا به بي ساعتي آفرينش ببر تراش تنم را قايقي بساز تا آبهاي سرزمين صفر |
فاطمه كريم زاده: |
|
|
محمد حسین کریمیان: تو می خواهی از من که عاشق نباشم برای خودم یک شقایق نباشم تو می خواهی از من که تا زنده هستم کسی مثل عذرا و وامق نباشم مگر می شود با تو باشم ولیکن همان کوره ی داغ سابق نباشم مگر می شود با فریبایی تو اسیر و اجیر خلایق نباشم ترک می خورد ذهن آیینه پوشم اگر با غمت صاف و صادق نباشم مرا غرق دریای طوفانی ات کن که بازیچه ی موج و قایق نباشم نباشم زمانی که مانند ساحل به دریای لطف تو لایق نباشم چه خاکی به سر می کند لحضه هایم که مدیون دیگر دقایق نباشم چرا با حضور تو بیگانه باشم چرا آشنا با حقایق نباشم برای خودم یک بغل لاله هستم دلیلی ندارد که عاشق نباشم |
|
زهره کریمی: قلم ها شرح رؤیا می نویسند کمی از رنج دنیا می نویسند به روی ماسه های ساحل عشق شتابان نام دریا می نویسند به روی برگ های لاله انگار ببین خوشتر ز دیبا می نویسند در این اشکال نامعلوم شاید خدایا قصه ی ما می نویسند |
|
|
عبدالطیف کریمی: آفتابا! آفتابا! ابر پر صاعقه و بي باران، سالها رفت که بر مامن ما خيمه زده است. و ز بي آبي ابر سنگين، جويباران همه خالي، آبشاران ز نوا افتاده است و تبسم ز لب دخترکان گم گشته است. * * * * * آفتابا! سالها رفت که عطر مهتاب، روزن کلبه ي مارا، به شبان تيره به صفا نگرفته است. * * * * * آفتابا! تو نداني که چسان؛ غرش صاعقه ها مژده ي فردا را ز زبان گنجشک که سفر کرده اي ديرين دارد رنگ ماتم زده است. * * * * * آفتابا! لطف اين ابر، ز بي لطفي اوست؛ آنچه بر کاسه و بر کوزه ي ماست آنچه بر کوچه و پس کوچه ي ماست آنچه بر نسرين و نيلوفر و برگ است: تگرگ است. * * * * * آفتابا! غم شبهاي سيه را، که در آن چشمک الماسي نيست؛ غم آهو برگان را رنگ بي مهر سخن را غم فرداي چمن را، به کي بايد گفتن؟
|
غزل کریمی:
عادت نکرده ام به حضور غريبه ها |
|
افشین کریمی فرد:
((بی کلافه ام))
|
سیاوش کسرایی:
مثل آب |
|
بهنام کشاورز : برای فتح زندگی دوباره در نمی رویم دگر برای این و آن کلاغ پر نمی رویم از این گذشته ها بسی به مرگ خود رسیده ایم در این عبور پر خطر که بی خطر نمی رویم رسید فصل کوچمان، توان رفتنم نبود ز ترس ابر و باد و دود دگر سفر نمی رویم اگر چه شوق پر زدن درون من جوانه زد به احترام آسمان شکسته پر نمی رویم سکوت بغض دار من نشان رفتن کسی ست بیا تو مهربان بمان که بی نظر نمی رویم
|
محمد کشاورز:
|
|
سعیده کشاورزی:/خرامه
گم ميشوم درجست وجوهايی که داری |
محمد جواد كشاورزی:
بيست ويک سال صدای دل خود را خفه کرد |
لینک دادن به این صفحه با ذکر نام منبع به صورت لینک مستیقم مجاز می باشد(سایت سوشلیغا)
| NEXT | Back |