| NEXT | Back |
سایت سوشلیغا
|
صفحه ادبی HOME |
|
هادی محمد زاده: مسافر به كوله باري از امواج، مثلِ اقيانوس پياده شد سرِ باران، مسافر از اتوبوس نشست تا دمكي خيس خيس خيس شود تنش به بارشِ باران ابرِ كومولوس مسافري كه از ايمانِ شهر ميپرسيد: چگونه ميشود از شب گذشت بي فانوس!؟ تمام هستي خود را به موم انداييد سقوط كرد به دريا شبيه ايكاروس و بال بال زد از خويش و گشت خاكستر و ذره ذره شد از انفجار، چون ققنوس درست مثل شعله اي شد از خود و شد پهن در امتداد خيابان به روي اقيانوس! به اصل آبي خود، حجم آبي اش برگشت و بر نگشت به جز حجمِ خاليِ اتوبوس! |
امير محمدی: مادر!
|
|
تیمور محمدی: |
|
|
سید رضا محمدی:/ افغانستان تكامل آنگاه در لباس گل از جو در آمدي شب بود پس به هيات شب بو در آمدي مي خواستي بپيچي گل كافيت نبود با باد صبحدم به تكاپو در آمدي آهويي آمد آب بنوشد تو را گرفت با عطر خويش در تن آهو در آمدي پس دشت دشت دشت گذشتي و ظهر با، آب از رگان مرده ي آهو در آمدي من سنگ بودم آب كه آمد مرا گرفت با جان من به شكل پرستو در آمدي در آسمان - گرفت كسي مان شكار كرد ابري دهان گشود و تو آن تو در آمدي من بر زمين چكيدم و تو سالها گذشت تا باهجوم مه به هياهو در آمدي عصري مهت نشاند دوباره به كتف من با دست رشد كردي با مو در آمدي وقت غروب باز من و تو جد ا شديم با جنگل مبارك گردو در آمدي با شاخ و برگ درد شدي در د سر شدي با ميوه ات به شيشه ي دارو در آمدي شب شد، درخت ماندي نه مه شدي نه ماه نه در لباس يك گل شب بو در آمدي
|
شهرام محمدی ( آذرخش ) يك ربع ديگر،پشت پرچين،لحظه ي ديدار كفش سفيد راحتي،پيراهن گلدار شايد بيايد از همين ور، باهمان لبخند شايد كه من دستي بلرزانم براين گيتار من ياسها را مي شناسم،هيچ ياسي نيست كاين گونه عطرش را بپاشد بر تن ديوار با گيسوانش،خواب خيس ابرها در دشت يا نه،غباري زرد در آغوش گندمزار او با صداي كفش هايش پشت آلاچيق مي آيد و پر مي كشند آن دسته هاي سار من با همين گيتار ،مثل كوليان دشت بسيار نام عطريش را خوانده ام،بسيار شبهاي موج ياس ها در غرفه هاي خواب شبهاي چشم باغ ها در خواب و من بيدار دلتنگ،پشت شاخه هاي بيد،چون مجنون سرمست،درپس كوچه هاي عشق،چون عطّار چون قطره اشكي تا شوم بر گردنش آويز چون لكه ابري تا شوم بر شانه اش آوار يك ربع ديگر،در ميان جاده،سرخ و سبز رقص گل پيراهنش در لحظه ي ديدار
|
|
شيدا محمدي:
چه خبر از شيدا؟ |
عباس محمدي:/ خمين
پرنده بودي و ... |
|
فاطمه
محمدی:/ گراش
|
مریم
محمدی:/ نورآباد ممسني
|
|
مسلم محمدي: |
نسترن محمدی: |
|
نوید محمدی:
|
محمد رضا محمدي نيكو:/
تهران
اى كه پيچيد
شبىدر دل اين كوچه صدايت |
|
سيد حسن ثابت محمودي(سهيل محمودي):/تهران
تولد 1339
دست تو باز مى كند پنجره هاى بسته را |
|
فهیمه محمودی:
زن داشت می شکست ونمی گفت آه!
|
نگين مراد زاده: |
|
سحر مرادی: |
شهاب مرادي: |
لینک دادن به این صفحه با ذکر نام منبع به صورت لینک مستیقم مجاز می باشد(سایت سوشلیغا)
| NEXT | Back |