| NEXT | Back |
سایت سوشلیغا
|
صفحه ادبی HOME |
|
كيوان نریمانی:/ خرم آباد
تولد 1340 /2-برگ هاي جادويي3-از پنجره ي چوبي گوشوار خار: |
هومن نزهت: قرار ما باشد در خيابان "منصور" کليدهای آبی سکوت را با خود بياور کليدهای زنگار بسته دفتر شعرت را. يک خانقاه دف به راهت نشانده ام کجاست آن شب پاییزی که درختان منصور را به آمدن حلاج بشارت دهم! ای ديرودور ای شاعر! تمام راه ها به " قونيه" ميرسند اگر تو از قبيله صحرا نشين تبريزی. انگشتر فيروزه ام را برايت می فرستم -که از نسل مناره ها و گنبد کفر است و يک حافظ غزل بر آن حک شده تبرک اهالی " شمشاد " است - در جيب شولای مثنوی ات به يادگار بماند. دلت هوای خنکای شهرمان را نمی کند؟ چگونه بی چای آلبالو بدون زيرزمين پرازبوم های نيمه کاره ي من بدون "ثقه الاسلام" بدون عصر پنجشنبه و باغ گلستان بدون بی پولی و بی حضور بخارشيشه شمشاد زنده ای !؟ وقتی تو نيستی، شعرها را برای که بايد خواند درختان تبريزی ديريست از سيم های خاردار بی هرس مانده اند. وقتی که رفتی و دوستان رفتند، سيم های خاردار -اين رونده های مزاحم- بجان درختان و شب های شهر افتادند در راه هرچه دوست هرچه شاعر هرچه همشهريست با خود بياور با برف اول هر ابری قرار ما باشد در خيابان "منصور" |
|
علی رضا نسیمی: جنگ؟ عابرانه رد چند حرف يک.دو.سه...هزار هر چه پاره مي شوند کفشهاي وصله دار شاعرانه/سايه هاي بخش بخش/بي نگاه منگ در شلوغي اتاق هاي انتظار ساحرانه نه! صدا صدا ـ کمي سکوت کن ! - :از مسافرين محترم به مقصد مزار... ساک مرد عکس يک سياه سر کنار در سرفه هاي خشک و داستان سوت يک قطار لحظه ها. دقيقه ها. شتابها و هفته ها ماه هاي خواب در چراغ هاي بي شمار بعد هر چه باد و هرچه باد و هر چه هر چه باد چرخش تمام حرف هاش حول يک مدار * ايستگاه هفتم خيالهاي خوب - خوب يک نفر پياده مي شود يک نفر سوار |
آرش نصرت اللهی*:/ آستارا آثار:مجموعه شعر رفته ام خودم را بیاورم بچه ها تخته سياه است سه نقطه سرخط گفتن اش باز گناه است سه نقطه سرخط بچه ها ديكته تان را بنويسيد شما كه خدا پشت و پناه است سه نقطه سرخط بنويسيد دراز است شب و پنجره كور دخترك عاشق ماه است سه نقطه سرخط بنويسيد پدر در پي افسانه نان پسرك چشم به راه است سه نقطه سرخط بنويسيد كه امسال زمستان يخ يخ مرد بي شال و كلاه است سه نقطه سرخط بنويسيد نخ وصله تباه است ، سريع خب نوشتيد تباه است، سه نقطه سرخط بنويسيد ببار اي همه ي آبي ابر رنگ اين تخته سياه است سه نقطه سرخط
|
|
نرگس نصرتی:
قرار من و تو خدايا همين بود |
نيلوفر نصرتی:
الف:يک نخ سيگار
وينستون
|
|
نورا نصیری:/ رشت گفتم كلاغ هاي مرا ديگر دنبال چشم هاي تو نفرستند وقتي كه برف گور مرا پر كرد دنبال هاي هاي تو نفرستند هرچند باد پشت سرت آمد با خود تمام دلخوشي ام را برد اما بذار ميل خودت باشد حتي گُلي به جاي تو نفرستند طرح شكست خورده ي اين زن را تصوير قاب كرده ي يك بن بست از آن شبي كه بعد تو باران شد گفتم كه نه...براي تو نفرستند
|
امين نظری:*
|
|
ابوالفضل نظری(فاضل): از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم سیلی همصحبتی از موج خوردن سخت نیست صخره ام، هرچند بی مهری کنی می ایستم تا نگویی اشک های شمع از کم طاقتی ست در خودم آتش به پا کردم ولی نگریستم چون شکست آیینه حیرت صد برابر می شود بی سبب در خود شکستم تا ببینم کیستم زندگی در برزخ وصل و جدایی ساده نیست کاش قدری پیش از این یا بعد از آن می زیستم |
مجید نظری:/ اراک
امروز عاشقانه سلامت کنند مرد!
|
|
مهدی نظری:
حافظ امشب سر اين کوچه کنارم بنشين
|
|
|
محمد رضا نعمتي زاده:/ بوشهر
|
مهدی نقبایی:/ رشت خود را شبي در آيينه ديدم دلم گرفت از فکر اينکه قد نکشيدم دلم گرفت از فکر اينکه بال و پري داشتم ، ولي بالا تر از خودم نپريدم دلم گرفت از اينکه با تمام پس انداز عمر خود حتي ستاره اي نخريدم، دلم گرفت کم کم به سطح آينه ام برف مي نشست دستي بر آن سپيد کشيدم دلم گرفت دنبال کودکي که در آن سوي برف بود رفتم، ولي به او نرسيدم دلم گرفت نقاشيم تمام شد و، زنگ خانه خورد من هيچ خانه اي نکشيدم، دلم گرفت
|
|
امید
نقوی: |
مهدی نقی پور: |
|
حسین نکویی:
گمشده
|
مهران نمازي:/ شیراز
آشنا را جواب مى كردى
|
|
ليلي
نورآبادي:
|
امير حسين نورالديني: / رفسنجان به روي
شانه ات امشب برايم مار آوردي
|
لینک دادن به این صفحه با ذکر نام منبع به صورت لینک مستیقم مجاز می باشد(سایت سوشلیغا)
| NEXT | Back |