| NEXT | Back |
سایت سوشلیغا
|
صفحه ادبی HOME |
|
محمد ويسي:/ کرمانشاه
آثار:مجموعه شعر چیکا/ و... |
|
|
فريدون هاشمي:
چادري سوخته،مشكى،رد پايى هم هست |
محمد هدایت:
|
|
حسین هدایتی: |
ياسر هدايتي:/ ميبد
هفت فرشته در يمين ، هفت فرشته در
يسار
|
|
سلمان هراتی: تو سرو سبز تنی با خزان نمی ریزی تو آفتاب بلندی، ز عشق سر شاری و در حوالی این شب ستاره می ریزی تمام خانه پر از نور ناب خواهد شد اگر به صبحدم ای آفتاب برخیزی شبی که مرگ می آید به قصد کوچه ی عشق چو بال شوق ز بالای ما می آویزی بهار با تو درختی ست بینهایت سبز دریغ و درد از این باد های پاییزی شبی چو ابر بیا تا به باغ خاطر من چنان که با همه ی جان من درآمیزی |
مهرداد هراتی: نقاش های دور، مرا دف کشیده اند با قافیه، حریص و مردّف کشیده اند آنقدر بی قرار و سپیدی که ناگزیر هر وقت کشیده اند تو را، کف کشیده اند خاتون بلند شو و بیا پشت پنجره مردم برای دیدن تو صف کشیده اند نقاش ها ندید بدیدند، از این جهت!- صد ها هزار چشم مضاعف کشیده اند وقتی به من رسیدی، حتما به من بگو نقاش ها چقدر مزخرف کشیده اند ** من شاعری جهنمی و زشت، شکل دیو یک دودکش تمام عیار، یک لوکوموتیو این بیت ها ادامه ی لبخند های توست |
|
ابراهيم هرندي:/ رفسنجان
دوباره درس، دوباره كتاب اول تا... |
علی همتی:/ نورآباد
باران که می زند دل من لیز می خورد
سمت نگاه تو به پاییز می خورد
حالا فضای غزل ریتمیک می شود
دست قشنگ تو که به این میز می خورد
عمو زنجیر باف...(وزنش درست نیست):
زنجیر به پشتم یکریز می خورد
عاشق شدیم و کوچه و صبح و قدم زدن
راهی که می رویم به جالیز می خورد
اینجا نشست ام که برایم دعا کنی
کارت فجیع به شفای مریض می خورد
زنجیر چرخ دلم را بیا ببر
باران که می زند دل تو لیز می خورد |
|
صبیحه همتی:/ جهرم خداوند نور و نگاه... ساعت را وارونه بچرخان شاید جلوی دوران زمین را... نه... شاید جلوی چرخش من را بگیری! تا فاحشه ای نشدم که رقاصی تمام زندگیش شده ساعت را وارونه نه.... نگاهم را به سمت نگاهت بچرخان...
|
|
|
|
پرويز هوشمند:
ستاره اي که (ماشوه )هاي بي
لنگر را
|
علی هوشمند: |
مریم هوله: |
|
حميد هنرجور:
دردنامه
|
سيما ياری:
بن بست
|
|
علي ياري:
|
بهروز یاسمی:
|
لینک دادن به این صفحه با ذکر نام منبع به صورت لینک مستیقم مجاز می باشد(سایت سوشلیغا)
| NEXT | Back |