| NEXT | Back |
سایت سوشلیغا
|
صفحه ادبی HOME |
1- احمد رضا الیاسی، جلیل الیاسی، فرشته امام حسینی، میثم امانی
2- بهنام امید نژاد، زهرا امیر حکیمی، امیر امیر عضدی، امین امیری
4- قیصر امین پور، افسون امینی، عبدالحسین انصاری، غلامحسین انصاری
5- محمد حسین انصاری نژاد، عباس اوجی فرد، منصور اوجی، مهرداد اوستا
|
احمد رضا الیاسی: مسافر .... مسافر بود و طرح آخرين ديدار در چشمش و سدّ بغض می شد كم كمك آوار در چشمش كنار شاخه هاى خشك نرگس روبرويم بود بدينسان لحظه لحظه مىشدم تكرار در چشمش زمستان در زمستان ، برف پشت برف جان مىكند و فصل ديگرى پيدا نبود انگار در چشمش صدايم كرد ، بارانى ترين غم در نگاهش بود و تيرى منجمد چون مرگ ! ، تا سوفار در چشمش و كمكم چشمهايش فرصت پرواز پيدا كرد و درهم ريخت » بودن « مثل يك ديوار درچشمش چنان بر آسمان زل زد كه حس كردم نگاهش هم چو گنجشكى غريبه مىكشد آزار در چشمش پريد و رفت و آنسوى افق گم شد ، ولى باقيست شب و تصوير تار آخرين ديدار در چشمش |
جليل الياسي: اينكه
ما با موهاي تراشيده كجا ميرويم بماند
|
|
فرشته امام حسيني:
راستي وقتي پلنگ سايه
ساز
|
میثم امانی: |
|
بهنام امید نژاد:/
نور آباد ممسنی
|
زهرا امير حكيمي:
تمام قلبمان فرياد ميكرد
|
|
امیر امیرعضدی:
تو از نگاه عاطفه هزار بار برتری
|
اينجا به دنيا امدم در سر زميني سوخته اهل همين ابادي ام اهل زميني سوخته خورشيد اتش ميزند در شهر من محصول را پاييز هنگام درو وقتي بچيني سوخته احساس پوچي ميکني حتما تو هم همراه من محصول عمري زحمتت وقتي ببيني سوخته هر روز بايد بشنوي از جمع اين دلمردگان يا عاشقي کم ميشود يا همنشيني سوخته من کودکيهايم شبي اتش گرفت از دفترم تصميم کبري گم شد و سارا وسيني سوخته اي مادر افسانه اي سيمرغ يادي کن مرا زاييده مام ميهنم امشب جنيني سوخته
|
|
زینب امیری:
|
مرتضي اميري اسفندقه: آثار:چین کلاغ(مجموعه قصیده) كربــــــلا به خون خود تپيــدن است جرعه جرعه مرگ را چشيدن است كربلا صفا و مروه اي شگفت پا به پاي تشــــــنگي دويدن است روضه نيست كربلا كه بشنوي كربـــلا سر بريــــــــده ديدن است خلقت دوباره ، جلــــوه ی جديد كربـلا دوباره آفريـــــــــدن است كربـــــــلا مرور روشــــــن معاد از مغـــــاك خاك بر دميدن است حرمت حماسه ، غيرت غيور قطره قطره خون شدن چكيدن است هر چه مي دوم به خود نمي رسم كربلا به اصل خود رسيدن است
|
|
وحید امیری:/ گراش
|
يکتا امين کاشانی:
همين که شکل گذشته نشسته ای خوب است |
|
قيصر امین پور/گتوند تولد1338 آثار: سنت و نوآوری در شعر معاصر حرف های ما هنوز ناتمام... تا نگاه می کنی: وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی! پیش از آنکه با خبر شوی لحضه ی عزیمت تو ناگزیر می شود. آی... ای دریغ و حسرت همیشگی! ناگهان چه قدر زود دیر می شود!
|
افسون امینی: غروب و تو ودشتِ خونِ روبروی آسمان و سرخ دامن زمین، سیاه روی آسمان درانعکاس آسمان، تبلور جنون و خون گلوی سرخ کیست، او؟ ویا گلوی آ سمان تمام کاروانیان چگونه چنگ می زنند به دامن صبوری ات، که داشت بوی آسمان به جستجوی پاره های پرپرت نشسته ای طواف وسعت دل تو آرزوی آسمان سر کدام و دست که؟ و پای کیست اینچنین؟ دل تورا به نیزه کرده اند روبروی آسمان عجیب نیست بعد از آن غروب سرخ آفتاب به شانه ی تو تکیه کرده آبروی آسمان ترا به عشق و صبر یاد می کنند و تشنگی به غربتی که هست هر غروب توی آسمان
|
|
عبدالحسین انصاری: |
غلامحسین انصاری:/
ممسنی |
|
محمد حسین انصاری نژاد:
سنگی شکست پنجره ی رو به ماه را |
عباس اوجی فرد:/برازجان
شعله شمعم که می رقصم تو خاموشم مکن
|
|
امنصور
اوجی:/شیراز 1316 4-برگزيده اشعار5-مرغ سحر6-2 داي هميشه 7-شعرهايي به كوتاهي عمر 8-حاليست مرا 9-كوتاه مثل آه /و 10-هواي باغ نكرديم 11-چه آواز سبزي 12-مرا بشنويد -----------------
يارا،شراب را...
|
محمد رضا رحمان يار احمدي(مهرداد اوستا):/بروجرد مهر و آتش
باز آى كه چون برگ خزانم رخ زردى ست
|
لینک دادن به این صفحه با ذکر نام منبع به صورت لینک مستیقم مجاز می باشد(سایت سوشلیغا)
| NEXT | Back |